ابو القاسم راز شيرازى

65

مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )

شده است ؛ « كما روى عن مولانا الصّادق عليه السّلام انّه قال : انّ للّه مدينتين إحداهما بالمشرق و الآخر بالمغرب يقال لهما جابلقاء و جابرصا طول كلّ مدينة منهما اثنا عشر الف فرسخ في كلّ فرسخ باب يدخلون فى كلّ يوم من كلّ باب سبعون الف فارس و يخرج منهما مثل ذلك و لا يعودون الى يوم القيامة لا يعلمون

--> - انبياء سلف چه از اولياء خلف تا دامنه قيامت سر زده و سر زند رشحه‌اى از اين قلزم كمال است محقّقا . اكنون كه اين مقدّمه دانسته شد گوئيم كه : يكى از مراتب كمال كه از انواع خرق عادت بشمار مىرود و پس از تحقّق سالك سائر الى اللّه بمقام ولايت و فنا و تبديل ، صورت مىبندد مرتبهء « ابدال » است ( بكسر همزه ) در اين مرتبه به برخى از اوليا قدرت تبدّل وجود عطا مىشود و اين تبدّل محدود بمرز طبيعت نيست بلكه بستگى به سعهء ولايت و سعهء وجودى و سعهء كمال آن ولىّ كامل دارد ؛ براى ولىّ جزء در حدّ خود و براى ولىّ كلّ سلام اللّه عليه بطور نامحدود و اين همان مقامست كه مسألهء معراج جسمانى و مشكل احاديثى همچون حديث بساط و امثال آن را حلّ مىكند و حتّى براى اولياء جزء عبور از مرز طبيعت و ورود ببرزخ و با موجودات برزخى زيستن و با ايشان معاشرت داشتن و در عين حال ميان اجتماعات بشرى بسر بردن امرى دشوار نيست تا چه رسد به حضرت صاحب ولايت كليه الهيّه عجّل اللّه تعالى فرجه . و اينكه بعضى از اكابر اهل معرفت و از آن جمله « شيخ داود بن محمود قيصرى » از عرفاء قرن هشتم متوفّى به سال 751 در مقدّمه‌اى كه بر « فصوص الحكم » « محى الدّين عربى متوفّى 638 نگاشته فرموده است كه « ابدال ( بفتح همزه جمع بدل ) در هر روزگار هفت نفراند و هر يك به تمشيت امور اقليمى از اقاليم هفتگانه زمين گماشته شده‌اند » بايد دانست كه عدد اين افراد منحصر به هفت نيست بلكه ممكن است در بعضى ازمنه به واسطه بسط فيض از ناحيهء حضرت ولى عصر عجّل اللّه تعالى فرجه شمار ايشان افزون گردد چنانچه « حضرت راز » فرموده است : چون نور خدا آمد تبديل وجودم كرد * از وَجد و سماع من « ابدال » فراوان شد امّا اينكه از بزرگان مىشنويم كه تشرّف بحضور حضرت ولىّ عصر ( ع ) بسيار دشوار است سرّش همينست كه تا شخص پس از تهذيب كامل بطريقى كه در سلوك مقرّر است بمقام فنا و تبديل وجود تحقّق نيابد او را بسرا پردهء جلال حضور آن حضرت راه نيست چنانچه حضرت شارح در يك مديحه فرموده‌اند : دل بسى جان داد اندر راه او * يافت آخر صحبت صاحب زمان ( ع ) و اينكه اين صعوبت تشرّف ، خاصّ آن حضرت است دون ديگر از معصومين عليهم السّلام نيز رمزش همينست كه درك حضور حضرت رسول اكرم و ائمّه عليهم السّلام درك اجسام بشرى ايشان بود و چنين تشرّفى متلازم با « تبديل » وجود نيست چنانچه اشقيا و معاندين نيز درك چنين حضورى مىنمودند امّا درك محضر آن حضرت با مقدّمه‌اى كه ذكر شد جز با « تبديل » وجود ميسّر نيست اما اينكه در تواريخ و سير مىخوانيم و يا از معتمدين -